آزمايشگاه
ديروز صبح قرار بود يه نمونه از رها ببرم آزمايشگاه واسه چكاب دخملي از خواب بيدار شدو گفت مادر جيش دارم همون وقت نشست رو كنار فرشي جلوي در تا من دستمو بشورم وقتي اومد تو حمام ديدم يه كوچولو بيشتر جيش نكرد چك كردم ديدم شورتش خيس خيس نگو همونجا كه نشسته بود جيش كرده بود گفتم مادر روي فرش جيش كردي ؟ خيلي باحال نگام كردو گفت : اشكالي نداره خشك ميشه من فقط مرده بودم از خنده نمي دونستم چي بگم به اين ناز نازي شيرين زبون فقط گرفتمش تو بغل و كلي بوسش كردم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آزمايشگاه
